اختلال خلقی به وضعیت و تغییرات ناپایدار و شدید در خلق و خوی افراد گفته میشود، زمانی که صحبت از اختلال خلقی میشود به یک عارضه مشخص و واحد اشاره نمی کنند بلکه این اصطلاح برای چند وضعیت روانی همزمان با یکدیگر به کار برده میشود.
کسانی که به اختلال خلقی مبتلا هستند ممکن است دوره های مختلف بیماری را طی کنند و درمان های متفاوتی برای شرایط متغیر بیماران وجود دارد.
گاهی بیماران اختلال خلقی را به صورت مزمن و برخی به صورت فصلی تجربه می کنند.
اختلال خلقی چیست و انواع آن
اختلال خلقی به وضعیتی گفته میشود که در آن بیماران تغییراتی پایدار و شدید را در خلق و خو تجربه می کنند به گونه ای که احساس قالب بر آنها حس غمگینی یا سرخوشی است و این افراد تحریک پذیری بسیار زیادی دارند.
این مسئله می تواند تاثیر مستقیمی بر عملکرد روزانه شخص، روابط و کیفیت زندگی آنها داشته باشد این اختلال معمولاً فراتر از نوسانات خلقی طبیعی روزانه است که می توان سال ها ادامه پیدا کند.
اگر بخواهیم انواع اختلالات خلقی را با جزئیات بیشتر بررسی کنیم باید به مجموعه زیر اشاره کرد:
اختلالات افسردگی
زمانی که چنین اختلالی برای افراد اتفاق می افتد حس غم و ناامیدی پایدار و با شدت بالا رخ می دهد.
این افراد انرژی کافی برای ادامه زندگی ندارند و هیچ فعالیتی باعث لذت و سرخوشی آنها نمیشود.
اختلال افسردگی می تواند اساسی یا پایدار باشد که بستگی به شرایط بیمار و طول دوره درمان دارد.
اختلال دو قطبی
این نوسان خلقی معمولاً شدیدترین حالت یک بیماری را به نمایش می گذارد به گونه ای که فرد حس افسردگی و شیدایی را در کنار یکدیگر تجربه می کنند.
اختلالات خلقی ناشی از عوامل دیگر
برخی از افراد اختلالات خلقی را به واسطه یک عامل خارجی یا یک وضعیت پزشکی تجربه می کنند.
معمولاً برای بانوانی اتفاق می افتد که در مرحله لوتئال چرخه قاعدگی هستند که به صورت نوسان خلقی شدید، اضطراب یا افسردگی پدیدار میشود.
برخی افراد با مصرف نوع خاصی از مواد یا انواع داروها دچار نوسانات خلقی میشوند که بلافاصله با ترک مصرف مواد یا دارو به شرایط روانی نرمال باز می گردند.
برخی از افراد به اختلالات خلقی ناشی از یک بیماری پزشکی مبتلا هستند، مشکلات تیروئید، آسیب مغزی یا سکته مغزی می تواند تاثیر مستقیمی بر تغییر خلقی فرد داشته باشد.
علائم و نشانههای اختلال خلقی

قطعاً اختلالات خلقی با هر نوع و شدتی که اتفاق بیفتد علائم و نشانه های خاصی را ایجاد می کند که نه تنها فرد متوجه این تغییرات غیر عادی میشود بلکه اطرافیان نیز متوجه شرایط بحرانی فرد خواهند شد.
اختلال خلقی به دو شکل افسردگی یا شیدایی بروز پیدا می کند، در هر حالت بیمار علائم و نشانه های متفاوتی بروز می دهد.
نشانه های دوره افسردگی
زمانی که اختلال خلقی به سمت افسردگی اساسی پیش می رود این افراد خلق افسرده گرفته و حس غمگینی، ناامیدی یا گریه مداوم دارند.
همچنین ممکن در این حالت از هیچ نوع فعالیتی لذت نبرده و عملاً اقدامی برای بهبود وضعیت روانی خود نمی کنند.
کسانی که وارد دوره افسردگی میشوند تغییر قابل توجهی در اشتها و وزن خود دارند، برخی دچار افزایش اشتها و برخی دچار کاهش اشتهای قابل توجه هستند.
اختلالات خلقی می تواند باعث اختلال در خواب افراد شود یا اینکه بی قراری و کندی روانی-حرکتی پیدا می کنند.
این افراد در دوره افسردگی اساسی به واسطه اختلال خلقی دچار خستگی و نبود انرژی هستند یا اینکه ممکن است حس بی ارزشی و گناه مفرط درباره خود یا دیگران داشته باشند.
این دوره از اختلالات خلقی باعث کاهش توانایی فرد در تمرکز میشود، تردید آنها در هر موضوع پیش پا افتاده ای شدت پیدا کرده و حتی ممکن است فکر به مرگ یا خودکشی داشته باشند.
نشانه های دوره شیدایی
از آنجایی که اختلالات خلقی دوره های متفاوتی دارد یکی از مشکلاتی که افراد با آن مواجه هستند ورود به دوره اساسی شیدایی است.
این افراد برخلاف دوره افسردگی شرایط متفاوتی را تجربه می کنند، میزان انرژی آنها افزایش پیدا می کند و خوشحالی بیش از حد و غیرطبیعی دارند.
این افراد به مرور متوجه میشوند که نیاز به خواب کمتر شده و حتی ممکن است بدون اینکه احساس خستگی کنند در طی شبانه ۲ تا ۳ ساعت خواب برای آنها کافی باشد.
این افراد با توجه به اینکه فکر سریع نسبت به موضوعات مختلف دارند دچار پرش افکار میشوند.
همچنین ممکن است ناپایداری در ذهن آنها گسترش پیدا کرده و تمرکز برای شخص بسیار دشوار میشود.
در دوره شیدایی علائمی مثل افزایش تمایل به ارتباط با دیگران، شروع پروژه های متعدد یا فعالیت های لذت بخش پرخطر را شاهد خواهید بود.
این افراد در این دوره با اعتماد به نفس کاذب مواجه هستند و نسبت به توانایی و قدرت خود باورهای غیر قابل پذیرشی دارند که می توان به حس بزرگی اغراق آمیز ختم شود.
چگونه اختلال خلقی تشخیص داده میشود؟
بیمارانی که به اختلال خلقی مبتلا هستند بدون اینکه توجه شوند علائمی از خود نشان می دهند که پزشک یا حتی اطرافیان متوجه تغییر در سلامت روان آنها خواهند شد.
اما برای تشخیص قطعی اختلالات خلقی پزشکان از روش های تشخیصی استاندارد استفاده می کنند تا علاوه بر تشخیص این عارضه مرحله بیماری و روند پیشرفت آن را بررسی نمایند.
مصاحبه بالینی جامع
یکی از بخش های مهم تشخیص اختلال خلقی در افراد مطالعه تاریخچه بیماری های آنهاست، ضمن اینکه پزشک بررسی دقیقی نسبت به دوره افسردگی و شیدایی بیمار دارد و مدت زمان عارضه، شدت و تناوب وقوع آنها را نیز بررسی می کنند.
پزشکان در تشخیص چنین عارضه ای به علائم فعلی بیماری توجه می کنند، عملکرد روزانه آنها را مد نظر داشته و تاریخچه خانوادگی نیز مطالعه خواهد شد، ضمن اینکه پزشک سابقه سایر بیماری ها، سابقه مصرف مواد و دارو را بررسی کنند.
استفاده از ابزارهای غربالگری و مقیاس های استاندارد
در روند تشخیص اختلالات خلقی پزشکان از پرسشنامه های استانداردی استفاده می کنند که برای غربالگری و اندازه گیری شدت علائم بیماری ابزار مهمی محسوب میشوند.
پزشکان برای افسردگی و اختلال دوقطبی در بیماران خود از پرسشنامه هایی استفاده می کنند که به عنوان یکی از ابزارهای تشخیصی کاربرد دارند اما تکمیل کننده این مرحله مهم نیستند.
رد کردن علل پزشکی
از آنجایی که برخی از بیماری ها و اختلالات جسمانی میتوانند علائمی مشابه با اختلال خلقی ایجاد کنند پزشکان علاوه بر تمامی روش های تشخیصی و ابزارهای غربالگری استاندارد از بیماران می خواهند تا آزمایشات و معایناتی را انجام دهند که در تعیین بیماری جسمی مثل مشکلات تیروئید، کمبود ویتامین ها عدم تعادل هورمونی و حتی مشکلات مغزی نقش مهمی دارند.
ارزیابی وضعیت روانی
در پروسه تشخیص اختلالات خلقی متخصصان به جزئیات بیمار توجه می کنند، ظاهر، گفتار، رفتار عواطف و تفکر آنها را نیز بررسی نموده و توانایی های شناختی فرد را ارزیابی می کنند تا متوجه شوند آیا شواهدی از توهم، هذیان یا اختلال فکری در آنها وجود دارد یا خیر.
روش های درمان اختلال خلقی

در ادامه این مقاله از سایت دکتر ابوالفضل قریشی به روش های درمانی می پردازیم:
دارو درمانی
یکی از مهمترین فعالیت هایی که پزشکان برای مدیریت اختلالات خلقی در ابتدای درمان انجام می دهند تجویز داروهایی است که برای کنترل شرایط متغیر بیمار مناسب هستند.
از آنجایی که این افراد همواره درگیر اختلالات دوقطبی و افسردگی هستند داروهایی برای آنها تجویز میشود که برای کنترل اختلال افسردگی اساسی مناسب هستند و با تاثیرگذاری بر انتقال دهنده های عصبی مثل سروتونین و نوراپینفرین می توان شرایط روانی پایداری را برای بیمار ایجاد نمود.
فراموش نکنید که در اختلال دو قطبی مصرف داروهای ضد افسردگی به تنهایی کاربردی ندارد زیرا می تواند باعث تحریک حالت شیدایی بیمار شود.
در نتیجه این افراد باید از داروهای تثبیت کننده خلق نیز استفاده کنند تا برای مدیریت دوره شیدایی و افسردگی اختلال دو قطبی موثر واقع شود.
برای درمان اختلال خلقی پزشکان لیتیوم را به عنوان یکی از موثرترین داروها برای کاهش خطر خودکشی و تثبیت خلق و خو تجویز می کنند البته داروهای ضد تشنج نیز برای تثبیت بیماران مبتلا به اختلال خلقی مناسب است.
روان درمانی
برای کنترل و بهبود اختلالات خلقی دارو درمانی به تنهایی موثر نیست، بلکه این افراد باید تحت روان درمانی و مشاوره فردی قرار گرفته تا مهارت مقابله ای و درک بهتر از بیماری خود را داشته باشند.
درمان شناختی رفتاری یکی از موثرترین اقداماتی است که به بیماران مبتلا به اختلال خلقی کمک می کند تا الگوهای فکری منفی و غیر واقعی را شناسایی کرده و افکار واقع بینانه را جایگزین آن کنند.
البته روان درمانی حمایتی و خانواده درمانی نیز به این بیماران کمک می کند و می توان درک بهتری از این بیماری داشته باشند و بهبود ارتباط باعث کاهش استرس در محیط خانه میشود.
مداخلات درمانی برای موارد مقاوم به درمان
اگر بیمارانی که به اختلال خلقی مبتلا هستند با روان درمانی و دارو درمانی به نتایج قابل قبول نرسند یا به نوعی مقاوم به درمان باشند نیاز به مداخلات پیشرفته تری دارند.
در این شرایط متخصصان شوک درمانی با هدایت الکتریکی را توصیه می کنند که برای افسردگی مقاوم به درمان و شیدایی شدید مناسب است.
همچنین تحریک مغناطیسی فرا جمجمه ای به عنوان یک روش غیر تهاجمی ضمن به کارگیری میدان مغناطیسی برای تحریک نواحی خاصی از مغز مناسب است و نقش بسیار مهمی در بهبود افسردگی ناشی از این اختلال دارد.
آیا اختلالات خلقی قابل درمان است؟
راهکارهای متفاوتی برای کنترل اختلال خلقی وجود دارد اما در مورد درمان کامل این بیماری باید بدانید که اختلال خلقی یک بیماری مزمن شناخته میشود و درمان قطعی برای ریشه کن کردن آن وجود ندارد.
اگرچه این بیماری تا حد زیادی کنترل و درمان میشود اما احتمال بازگشت آن وجود دارد و هیچ راه حلی برای از بین بردن کامل نیست.
کسانی که به این اختلال مبتلا میشوند و درمان خود را سپری می کنند باید همواره تحت نظر قرار گرفته تا از شدت گرفتن این عارضه و تکرار مجدد آن جلوگیری کنند.